عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

64

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ ( 53 ) كه ايشان گروهى بودند نافرمانان و بدان . فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ ، چون ما را بخشم آوردند ، كين كشيديم از ايشان ، فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ( 54 ) به آب بكشتيم ايشان را همه . فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً ، ايشان را سرگذشتى كرديم ، وَ مَثَلًا لِلْآخِرِينَ ( 55 ) و داستانى پسينان را . وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا و آن گه كه پسر مريم را مثل زدند [ و او را عيار ساختند تكذيب را ] ، إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ( 56 ) و قوم تو قريش از آن ، بانگ و خنده در گرفتند و از تصديق برگشتند . وَ قالُوا ، أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ ، گفتند : اين خدايان ما بهتر كه بتان‌اند يا عيسى ، [ اگر عيسى به آتش شايد ، بتان هم شابند ] ، ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا ، بعيسى مثل نزدند ترا در اين سخن مگر به پيكار و پيچيدن در حق ، بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ قريش قومىاند جنگين . إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ ، نيست عيسى مگر بنده‌اى كه بنواختيم او را و نيكويى كرديم با او ، وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ ، و او را عبرتى كرديم بنى اسرائيل را ، وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً ، و اگر ما خواستيمى « 1 » هم از شما فرشتگان آفريديمى ، « 2 » ، فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ( 60 ) كه در زمين ميبودنديد ، يكى پس ديگر و جو كى پس جو كى . وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ ، و عيسى آگاهى خلق است رستاخيز را ، فَلا تَمْتَرُنَّ بِها نگر به گمان نبيد « 3 » درين ، وَ اتَّبِعُونِ ، [ و تو گوى اى محمد ] بر پى من رويد ، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ( 61 ) كه راه راست اينست . وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ ، و نبادا كه شيطان شما را از راه برگرداند ، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ( 62 ) كه او شما را دشمنى است آشكارا . وَ لَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ ، و آن گه كه عيسى آمد بپيغامها و نشانهاى روشن ، قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ ، گفت آوردم شما را سخن راست ، درست ،

--> ( 1 ) در نسخهء الف : خواستيد ( 2 ) در نسخهء الف : آفريديد . ( 3 ) در نسخهء ج : نباشيد